www.ravei.ir

برای تبلیغات تماس بگیرید : 09194754798

مولانا


جمله ی ذرّات عالَم در نهان
با تو گویانند روزان و شبان

ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم
با شما نامحرمان، ما خامُشیم

به فرموده ی حضرت مولانا نه تنها انسان ها و حیوانات و گیاهان بلکه همه ی ذرّات عالَم، شنوا و بینا و هوشیارند؛ و برای اینکه از هشیاریِ ذرّات عالم بهره ببریم، برای اینکه صدای مولکول های بدن مان را بشنویم و به موقع واکنش های مناسب را بروز دهیم باید به ندای باطن مان توجه کنیم باید با وجود خویش محرم شویم تا قادر به درک و دریافتِ نجوایِ آرامِ ذراتِ هستی شویم.

دیوان شمس

مولانا


سایهٔ حق بر سر بنده بود
عاقبت جوینده یابنده بود


گفت پیغمبر که چون کوبی دری
عاقبت زان در برون آید سری

حضرت مولانا

مولانا


هزارانْ جانِ ما و بهتر از ما
فِدایِ تو، که جانِ جانِ جانی

دِگَر، وَصْفِ لَبَش دارم وَلیکِن
دَهانِ تو بِسوزَد گَر بِخوانی


مولانا

مولانا


در رخ عشق نگر
            تا به صفت مرد شوی

نزد سردان منشین
            کز دمشان سرد شوی

                                      مولانای جان

مولانا


طبق قوانین فیزیک قرار دادن یک آهن در میدان مغناطیسی، پس از مدت کوتاهی آنرا به "آهنرُبا" تبدیل می‌کند ، حال قراردادن یک ذهن در میدان مغناطیسی بدبختی ، می شود بدبختی رُبا!
و قرار دادن در میدان مغناطیسی خوشبختی، می‌شود خوشبختی رُبا. هرچه را که می‌بینید،
هرآنچه را که می‌شنوید، و هر حرفی که می‌زنید،
همه دارای انرژی مغناطیسی هستند و ذهن شما را همان رُبا می‌کنند!

به قول حضرت مولانا :

تا درطلب گوهر کانی، کانی
 تا در هوس لقمه نانی، نانی
این نکتهٔ رمز اگر بدانی، دانی
هرچیز که در جستن آنی، آنی

مولانا


من سراپا
        همہ یڪ
              جـلوه اے از
                           عشــــقِ توام

عشــق را
          جز تو ندیدم
                    بہ سراپاےڪسی ...

مولانا

حکایت


روزی شیخ ابوسعید ابوالخیر به تعزیتی در نیشابور رفت.
هر كه در مجلس وارد میشد، رسم بود كه افرادی اسم و رسم و القاب ایشان را آواز می نمودند.
چون شیخ را بدیدند، فروماندند و ندانستند كه چه گویند
از مریدان شیخ پرسیدند كه؛
شیخ را چه لقب گوییم؟
شیخ چون آن فروماندگی در ایشان بدید.
فرمود: بروید و آواز دهید كه هیچكسِ بنِ هیچكس را راه دهید.....

اندر سرم ار عقل و تمیز است توئی
وانچ از من بیچاره عزیز است توئی
چندانکه به خود می‌نگرم هیچ نیم
بالجمله ز من هر آنچه چیز است توئی

حضرت مولانا

مولانا


دی آنکه ز سوی بام بر ما نگریست
یا جان فرشته است یا روح پریست

مرده است هرآنکه بی‌چنین روح نزیست
بی‌او به خبر بودن از بیخبریست

حضرت مولانا

مولانا


در شهر یڪــے ڪس را
هُشیـــــار نمـــے بینم

هر یڪــ بتــــر از دیگر
شوریــــده و دیــــوانه


❀✦•┈┈❁ مولانا ❁┈┈•✦❀

[ کل صفحات : 7 ] 1 2 3 4 5 6 7
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات