www.ravei.ir

برای تبلیغات تماس بگیرید : 09194754798

شیخ پران


( هوالمعشوق)
نامش نزد خلق  شیخ شمس الدین ملك داد تبریزی بود
و او را ( شیخ پران ) یا  ( شیخ پرنده) میخواندند .
از این كه پیوسته از شهری به شهری میرفت و چون خضر گم شدگان بیابان حیرت را در دست میگرفت و نزدیك آبادی میرساند و خود ناپدید  می گشت .
او را با عوام كاری نبود
بلكه به حق انگشت بر مرشدان كامل مینهاد و. به ارشاد ایشان همت میگماشت ....

آنها كه بگفتند كه ما كامل و فردیم
سرگشته و سودایی و رسوای جهان كرد
( حضرت عشق ) مولانا

شمس تبریزی


احوال عاشق را،
 هم عاشق داند…!

 مقالات شمس
 #شمس_تبریزی

خانه خود را بگرد ...


یک انگلیسی تصمیم گرفت که برای کشف معدن الماس به آفریقا برود. تمام دارایی خود را فروخت و رفت.
 زمینی خرید که کلبه ای در آن بود و فقط به جستجوی الماس پرداخت. درنهایت نتوانست چیزی پیدا کند، پس زمین و کلبه خود را برای فروش گذاشت.
شخصی برای خرید آن ها آمد. اسم او کیمبرلی بود.
آن ها بر روی سنگی در حیاط خانه نشستند و قرارداد را امضا کردند و صاحب قبلی رفت.
 وقتی او رفت، کیمبرلی کاملا اتفاقی آن سنگ را تکان داد و زیرش الماسی دید؛ و این گونه بود که معادن الماس کیمبرلی کشف شدند.
 الماس ها همان جایی بودند که آن مرد قبلی زندگی می کرد. او دنبال الماس همه جا را گشت به غیراز خانه خودش را...

این یک داستان واقعی است..


اگر میخواهی معدنی از جواهرات باشی،
اقیانوس عمیق قلبت را از درون باز کن

مولانا
 
‍ همه هستی در درون بشر جمع شده است.
شمس تبریزی

هشیار باش


از آن زر که داری به میان آر ،
چه منکر می‌شوی؟
گفت : من چیزی نیستم .
گفت : از آن نیست بیار .
گفت : اول تو از آن هست بیار .
گفت : هست طالب نیستی است .
گفت : من خود گریانم کسی می‌باید
که مرا بخنداند .
اکنون مستی باش تا هوشیار شوی .


شمس تبریزی

فرشته باش


هر که را که خلق و خوی فراخ دیدی و سخن گشاده و فراخ حوصله که دعای خیر ، همه عالم کند که از سخن او تو را گشاد دل حاصل می‌شود و این عالم و تنگی او بر تو فراموش می‌شود، آن ، فرشته است و بهشتی، و آن که اندر او و اندر سخن او ، قبضی می‌بینی و تنگی و سردی که از سخن او چنان سرد می‌شوی که از سخن آن کس ، گرم شده بودی ؛ اکنون به سبب سردی او ، آن گرمی نمیابی، آن ، شیطان است و دوزخی ...

شمس تبریزی

کوک چهارم رو بزن!


بعد از پایان کلاس شرح مثنوی،
استاد علامه محمدتقی جعفری گفت:
من خیلی فکر کردم و به این جمع‌بندی رسیده‌ام که رسالت هزار پیغمبر در عبارتی خلاصه می‌شود و آن کوک چهارم است.
مریدان پرسان بودند که "کوک چهارم"چیست؟
علامه با آن لهجه شیرین در تمثیل شرح می‌دهد که:
کسی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش می‌برد، کفاش با نگاهی می‌گوید این کفش سه کوک می‌خواهد و هر کوک مثلا ده تومان و خرج کفش می‌شود سی تومان.
مشتری هم قبول می‌کند. پول را می‌دهد و می‌رود تا ساعتی دیگر برگردد و سوار کفش تعمیر شده بشود.
کفاش دست به کار می‌شود. کوک اول، کوک دوم و در نهایت، کوک سوم و تمام...!!
اما با یک نگاه عمیق در می‌یابد اگر چه کار تمام است، ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر می‌شود و کفش، کفش‌تر خواهد شد.
از یک سو، قرار مالی را گذاشته و نمی‌شود طلب اضافه کند و از سوی دیگر، دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نزند.
او میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعده‌ی توافق، مانده است.
یک دو راهی ساده که هیچ کدام خلاف عقل نیست.
اگر کوک چهارم را نزند، هیچ خلافی نکرده، اما اگر بزند، به رسالت هزار پیامبر تعظیم کرده.
اگر کوک چهارم را نزند، روی خط توافق و قانون راه رفته، اما اگر بزند، صدای لبیک او، آسمان اخلاق را پر خواهد کرد.
دنیا پر از فرصت کوک چهارم است، و ما کفاش‌های دو دل...!!
برایتان دعا می‌کنم که کوک چهارم را بزنید، شما هم برای ما دعا کنید که کوک چهارم را بزنیم ...

نصرانی مسلمان است


گفت:
با ما بیا
تا شب زنده داریم به هم!
گفتم:
می‌روم امشب برِ آن نَصرانی،
که وعده کرده‌ام که شب بیایم.

گفتند:
ما مسلمانیم و او کافر
 برِ ما بیا!

گفتم:
نه!
او به سِر مسلمان است
زیرا او تسلیم است؛
 و شما تسلیم نیستید
 مسلمانی تسلیم است.


مقالات شمس تبریزی

شمس تبریزی


نهایت نیاز چیست؟
یافتن بی نیاز.

نهایت طلب چیست؟
دریافتن مطلوب.

نهایت مطلوب چیست؟
دریافتن طالب.

شمس تبریزی

شمس تبریزی


نفس من چنان مطیع من است که اگر صد هزار حلوا و بریانی پیش من باشد، که دگران برابر آن جان بدهند،
من هیچ میل نکنم به آن، و هیچ نخورم چندان که اشتهای صادقم باشد.
نان جو به وقت بدهمش، او را به باشد که بریان بی وقت.

شمس  تبریزی

[ کل صفحات : 6 ] 1 2 3 4 5 6
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic